95/12/1
تعداد نظرات:0
10:36
شماره مطلب:139512123083
-A A +A

شعر سپيد ارسالي دانش آموز جبهه مقاومت سايبري

شعر سپيد ارسالي دانش آموز جبهه مقاومت سايبري بسيج دانش آموزي كهگيلويه وبويراحمدي با محوريت حجاب در زير قابل مشاهده مي باشد.

به گزارش بيست كهگيلويه وبويراحمد،شعر سپيد ارسالي دانش آموز جبهه مقاومت سايبري بسيج دانش آموزي كهگيلويه وبويراحمدي در زير قابل مشاهده مي باشد.

خیس میشود خیالم از حضور نابت هرشب
تو کی و چگونه آمدی و در وجودم رخنه‌کردی و حتی رخصت دیدار نداده ای
ماه پنهان من بیا که دلها بیقرار دیدار است
بیامنتقم سیلی مادر در کوچه ی تنهایی
بیا که باز برای ... برای نمیدانم بار چندم است...هزارم دوهزارم و یا شاید برای شیعه قرنها میگذرد که داغ یاس کبود بر دلمان مانده و باز هنگامه ی مرور تاریخ و خدشه بر غیرت صفدر٬علی«ع» رسیده
و چه سخت است یادآوری این فاجعه...آه...مادرْ تنها...در و دیوار...وگُل میان این دو چه میکشد...
و اکنون در سالها بعد از حادثه‌ی شوم هنوز یاد داغ فقدان قلبم را می‌آزارد و سختتر آنکه آن روز حضرت مادر ٬ دردانه‌ی پیامبر ٬ از جان شیرینش گذشت اما از حیا و چادرش نه...اصلاً از آن روز مدافع معنا پیدا کرد و بانوی بی نشان اولین مدافع بود...مدافع حریم...اما امروز...اینجا...بدون زر و زور چادر از سر می‌افتد...و من شرمنده ام...شرمنده ی تو مادر...شرمنده ی ذریه‌ات و حضرت بقیة الله که هزاران سال است او منتظر مانده و هنوز ۳۱۳ یار از راه نرسیده اند...
شرمنده ام مولا؛از اینکه به انتظارت نایستاده ایم٬نشسته ام و مدعی هم هستم...شرمنده ام برادرانم که شما جان بر کف با پوتین ها‌ی گِلی راه آسمان را یافتید و شما خواهرانم که بال پروازتان چادرسیاه ساده اتان بود ولی من...من هنوز حتی رنگ ردای شهادت را نمیدانم...ولی خوب میدانم که دخترشیعه زاده ای هستم که سرنوشتم با شهادت عجین خواهد شد...آری‌...شهید راه ولایت اگر خدا خواهد...

 

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.